تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - تفسير ابيات
اكنون كه پرده هاى ظلمانى هوى و هوس و طبيعت از جلوى چشمان شما بر كنار شده است : -
((٤٢٨٦)) خود بديديد اى خسان طعنه زن كه شما بوديد افسانه نه من
اى طعنه زنندگان ، امروز بسقوط و فناى ابدى خود بنگريد و ببينيد كه افسانه من بودم يا شما . امروز بر شما ثابت شد : - كه
((٤٢٨٧)) من كلام حقم و قائم به ذات قوت جان جان و ياقوت زكات
كلمات و جملات من در آن زندگى دنيوى شما شعاعى از خورشيد ازليت بود كه با پيوستگى به منبع خود بر شما مى تابيد ، امروز : -
((٤٢٨٩)) نك منم ينبوع آن آب حيات تا رهانم عاشقان را از ممات
اگر بوى عفونت آور از كوزهء وجودتان منتشر نمى گشت ، خدا جرعهاى هم بر كوزه شما سرازير مى كرد . من گفته ها و پندهاى خداى حكيم را گرفته و با شنيدن هر سخن منحرف دل از آن بر نخواهم تافت ، باشد كه دردهاى خود را با كلام الهى چاره كنم و از ضربه هاى طعنه زنندگان فارغ شوم .