تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - تفسير ابيات
تو چرا در قلهء كوه ها كه جايگاه آشيانهء كركسها است منزل گرفتهاى ؟ چرا دنبال چيزى كه بان نخواهى رسيد ، اين اندازه تلاش مى كنى ؟ در آن بلندىها كدامين بادهاى تند وز را شكار خواهى كرد ؟ كدام است آن پرنده هايى كه در فضاى پهناور به جستجويش نشستهاى ؟ بيا به طرف ما ، بيا فردى از ما باش .
از آن بالاها پايين تر بيا ، گرسنگىهاى خود را با نان ما بر طرف ساز ، سوز تشنگىهايت را با نوشابه هاى گواراى ما خاموش فرما . آنان اين سخنها را هنگامى كه تنها هستند و با خود خلوت نمودهاند . به زبان مى آورند . اگر خلوت آنان با روحشان عميقتر بود ، درك مى كردند كه من به جز براى درك رازهاى نهفتهء شادىها و اندوه هاى آنان تلاش نمى كنم . من دنبال هيچ شكارى نمى روم مگر ذات با عظمت شما كه رو به ملكوت دارد . . . » [١] ٤ - نكتهء يكم است كه جلال الدين در عنوان ابيات مطرح نموده و مى گويد : خلوت گزينى پيامبران و اولياء الله در كوه ها و غارها به جهت ارشاد خلق بوده است . مى توان گفت : اين نكته را مى توان در همان سه انگيزه كه ما به طور اختصار بررسى كرديم جستجو كرد .
٥ - نكتهء دوم است كه باز جلال الدين در عنوان ابيات متذكر شده است و آن عبارت از تحريك مردم بقدر ممكن بر انقطاع از دنيا است . اين مطلب به طور كلى صحيح نيست ، مشروح آن را در مجلدات گذشته در موضوعات مربوط به چگونگى ارتباط انسان با محيط و اجتماع مطرح نمودهايم .
تفسير ابيات اين كه مى گويند : اولياء الله براى پنهان شدن از چشم مردم به كوه ها مى روند ، درست نيست ، زيرا خود آنان بلند تر از صدها كوهند و گام بر چرخ هفتم مى گذارند . بنا بر اين كسى كه بالاتر از صدها دريا و كوه است به چه علت برود و در كوه پنهان شود ؟
[١] النَّبىّ ، جبران خليل جبران ، وداع . .