تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - تفسير ابيات
خداوند از هر وسيله در امر آفرينش . او در امر آفرينش نه به عقول ده گانهء فلاسفه گذشته احتياج دارد و نه به امكان اشرف و نه به مثل افلاطونى . مگر اين كه گفته شود : اين موضوعات به عنوان وسيلهء آفرينش رو بناى جهان هستى نيست ، بلكه به جهت لزوم وابسته شدن امور عرضى به امور ذاتى و پيوستگى امور متغير به امور ثابت است جريان اين قانون در خلقت مربوط به سيستم مجموعى هستى است كه طبيعتا اقتضاى دو نوع موجود پشت پردهاى ثابت و روى پردهاى متغيرى دارد ، مانند سيستم روح و كالبد مادى .
نقاط اتصال اين دو قلمرو روح آدمى است ، يعنى روح انسانى است كه از يك رو مجاور رو بناى طبيعت و متغيرات است و از روى ديگر متصل به پشت پردهء حقيقت ما فوق حقايق ثابت است .
به نظر مى رسد اگر بجاى حقيقت ثابت در پشت پردهء حقيقت ما فوق ثبوت و تغير بكار ببريم ، دشوارىهاى زيادى را از بين خواهيم برد ، چنان كه وقتى كه از تغيرات و حركت و سكون و كم و زيادى كالبد مادى صحبت مى داريم ، نمى توانيم نقيض آن مفاهيم را در روح مطرح كنيم ، بلكه مى گوييم : روح ما فوق آن امور و اضداد و نقايض آنها است .
اين مسئله ايست كه در مباحث علت و معلول مشروحاً مطرح و قابل پذيرش بودن آن را اثبات نمودهايم ، مراجعه شود .
تفسير ابيات آن غريب شهر كه هواى سر بالا كردن بر سر داشت ، بدون اعتنا به گفته هاى مردم با تمام جسارت گفت : امشب در اين مسجد خواهم خوابيد ، آن گاه رو به مسجد كرده چنين گفت : -
((٤٢١٣)) مسجدا ، گر كربلاى من شوى كعبهاى حاجت رواى من شوى
اى مسجد كه براى من بمنزله دار بر افراشته انتخاب شدهاى بگذار بروم بالاى