تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - اعيان حقايق جهان هستى در پشت پردهء طبيعت است ، اين اعيان مشهود روشنايىها و سايه هاى آنها است ( مثل افلاطونى )
غير نورانى چيست ؟ جلال الدين در اين ابيات مطرح نكرده است ، بلكه مطالبى جسته و گريخته در مثنوى آورده است كه مى تواند اين وسيله را تا حدود قابل درك توضيح بدهد .
مثلًا در آن ابيات كه مى گويد : « آفتاب آفتاب » مى تواند آن آفتاب برين را ايجاد كنندهء سايه هاى حقايق نورانى و نشان دهندهء روشنايىهاى حقايق نورانى معرفى كند .
آن گاه جلال الدين مى پردازد به بيان ثبات و بر قرارى حقايق عينى پشت پرده و زوال و تغيير و روشنايىها و سايه هاى روى پرده و تشبيه جالبى در اين باره بيان مى كند :
((٤٢٢٤)) قامت تو برقرار آمد بساز سايه ات كوته دمى يك دم دراز
قامت انسانى ثبات و دوام نسبى دارد ، ولى سايهاى كه بر روى زمين مى اندازد مختلف است ، گاهى كوتاه و گاهى دراز مى باشد .
اين كوتاهى و درازى ناشى از موقعيتى است كه قامت انسان در مقابل جسم نورانى دارا مى باشد . براى تحقق اين موضوع چند چيز ضرورت دارد :
١ - حقيقت ثابت كه هيچ گونه تغيير و تحول را نمى پذيرد .
٢ - منبع نورانى كه در وضعى با آن حقيقت قرار بگيرد كه موجب سايه انداختن آن حقيقت بوده باشد .
٣ - سايه هايى كه از قرار گرفتن حقيقت ثابت در مقابل منبع نورانى توليد مى گردد .
٤ - عامل تغيير و تحول در رابطهء حقيقت با منبع نورانى كه موجب اختلاف كميت و كيفيت سايه ها مى باشد .
اگر ضرورتى بتواند خود حقايق ثابتهء پشت پردهء طبيعت را اثبات كند ، سه موضوع ديگر قابل تصور و پذيرش منطقى مى گردد ، ولى تمام اشكالات و دشواريها مربوط به وجود آن حقايق است .
كدامين منطق ضرورت آن حقيقت را اثبات كرده است ؟ مخصوصاً با نظر به بىنيازى