تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - اعيان حقايق جهان هستى در پشت پردهء طبيعت است ، اين اعيان مشهود روشنايىها و سايه هاى آنها است ( مثل افلاطونى )
((٤٢٢٢)) عين آتش در اثير آمد يقين پرتو و سايهء وى است اندر زمين
((٤٢٢٣)) لا جرم پرتو نپايد ز اضطراب سوى معدن باز مى گردد شتاب
((٤٢٢٤)) قامت تو برقرار آمد بساز سايه ات كوته دمى يك دم دراز
اعيان حقايق جهان هستى در پشت پردهء طبيعت است ، اين اعيان مشهود روشنايىها و سايه هاى آنها است ( مثل افلاطونى ) ما در مجلدات پيشين تفسير و نقد و تحليل مثنوى مسائلى را در بارهء مثل افلاطونى به طور اختصار بررسى كردهايم . در ابيات فوق نكتهء مهمى وجود دارد كه ما در اينجا مطرح مى كنيم :
چنين به نظر مى رسد كه جلال الدين مى خواهد توضيح معقولى را در بارهء مثل بيان كند ، اگر چه اين توضيح نمى تواند مانند يك دليل قاطعانه مثل را اثبات كند ، ولى مطلب ، فوق العادهء جالب است .
به اين بيان كه حقايق اشياء در عالم ما فوق محسوسات به طور ثابت وجود دارد اين حقايق بر دو قسم است قسم يكم - حقايق نورانى كه در پشت پردهء نمودها قرار گرفته و ما در جهان محسوس جز روشنايىهاى آنها را نمى بينيم ، حقيقت آفتاب اين جرم نورانى نيست كه ما آن را از كرهء زمين مشاهده مى كنيم ، بلكه پرتوى از آفتاب حقيقى است كه در جهان پشت نمودها وجود دارد .
قسم دوم - حقايق و غير نورانى - ما خود آن حقايق را نمى بينيم ، بلكه سايه هاى آنها را مشاهده مى كنيم .
البته اين مسئله كه وسيلهء نشان دهندهء پرتو حقايق نورانى و سايه هاى حقايق