تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧ - مختار مصنف عليه الرحمه در ارتباط با احتمالات واقع در حديث شريف
و في صحيحة ابن سنان: لا بأس بان تبيع الرّجل المتاع ليس عندك تساومه ثمّ تشتري له نحو الّذي طلب، ثمّ توجبه على نفسك ثمّ تبيعه منه بعده.
ترجمه:
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و بهرصورت روايت مذكور از اشعار يا ظهور در مطلوب خالى نبوده و از آن مىتوان استفاده كرد كه معاطات لازم نيست و آنچه حلّيت و حرمت مستند بآن است كلام مىباشد چنانچه فرموده امام عليه السّلام در روايت ديگر كه در بيان همين حكم وارد شده مشعر بآن است و آن عبارتست از رواية يحيى بن حجّاج، وى مىگويد:
از حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام پرسيدم:
مردى بمن گفته: اين جامه يا اين اسب را بخر و بمن بفروش و بتو فلان مبلغ ربح مىدهم حكم آن چطور است.
حضرت فرمودند:
اشكالى ندارد آن را بخر ولى پيش از خريدن براى خود و قبل از اينكه جهت خويش آنرا استيجاب كنى آنرا بوى نفروش و صيغه ايجاب را مخوان.
از ظاهر اين فرموده امام عليه السّلام بدست مىآيد كه مراد از مواجبه بيع مجرّد اعطاء عين بمشترى نيست بلكه منظور اجراء صيغه لفظى است.
و روايت علاء كه در حكم نسبت دادن ربح به اصل مال وارد شده باين حكم نيز اشعار دارد.
راوى در اين روايت مىگويد:
محضر امام عليه السّلام عرض كردم:
مردى قصد بيع دارد و مىگويد: بتو مىفروشم به ده دوازده يا ده يازده حكم آن چطور است.
حضرت فرمودند:
عيبى ندارد، همين كلام نشانه مراضات و خشنودى طرفين است، بايع هرگاه متاع را از مالك اوّل خريد در وقت فروش به مستدعى (مشترى دوّم) يكى از دو