تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٥ - مقاله مرحوم مصنف
نيست كه رباء در آن حرام باشد زيرا اگرچه در اينفرض معاطات معاوضه شرعى نيست ولى عرفا معاوضه محسوب مىشود و پرواضح است كه مورد ادلّه تحريم رباء معاوضه عرفى است.
شرح مطلوب
حاصل مقاله مرحوم مصنّف تا « و الاقوى» اينستكه:
همانطوريكه قبلا عبارت مرحوم شهيد را نقل كرديم ايشان معتقدند ماليكه از طريق معاطات بدست مىآيد را نمىتوان در صدقات واجب مصرف نمود همانطوريكه با كنيزى كه شخص از طريق بيع معاطات تحصيل نموده نزديكى كردن جايز نمىباشد.
جاى ترديد نيست كه اينكلام از ايشان بالصّراحه دلالت دارد كه معاطات مفيد ملك نيست و وقتى افاده ملك نكرد قطعا لازم نمىباشد با توجّه باين نكته مىگوئيم:
نفى اعتبار شروط بيع در معاطات ممكنست يكى از دو اعتبار باشد:
الف: آنكه چون معاطات مفيد ملك نيست پس شروط بيع نيز در آن اعتبارى ندارد و دليل بر اين احتمال آنستكه:
بطور كلّى معامله مفيد ملك منحصر است در عقد يعنى در آنچه با صيغه لفظى انشاء شود همچون بيع بصيغه و اينگونه از معاملات البتّه مشروط بشروطى هستند امّا معاطات كه مفيد ملك نيست پس عقد نمىباشد و وقتى عقد نبود شروط در آن معتبر نيستند.
ب: آنكه نفى اعتبار شروط نه بخاطر آنستكه مفيد ملك نيست بلكه جهتش آنستكه لازم نمىباشد و دليل بر اين احتمال آنستكه:
شروط مذكور يعنى شروط بيع در معامله عقدى لازم بوده نه در هربيعى و لو لازم نباشد همچون معاطات.
و حاصل كلام آنستكه مرحوم شهيد اگرچه قائل به اعتبار شروط بيع در معاطات نيست ولى اين قول بخاطر آنستكه وى معاطات را عقد لازم مفيد ملك