تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥ - اشكالات وارده بر تعريف اخير بيع
صور نفس اين عقود نمىباشد بنابراين تفاوتش با بيع آنستكه:
منشاء در بيع تمليك عين بعوض بوده امّا در صلح آنچه بوسيله صيغه عقد انشاء مىشود مسالمت و سازش بين طرفين است و جاى ترديد نيست كه ايندو باهم متفاوت و متغايرند.
و امّا هبه معوّضه:
در هبه معوّضه اينطور نيست كه واهب وقتى مال را به موهوب له هبه كرد بلافاصله مالك عوضى شود كه طبق شرط موهوب له بايد آنرا بوى ببخشد و به تعبير ديگر:
تمليك مال در هبه اوّل موقوف بر تمليك عوض در هبه دوّم نمىباشد بلكه مىتوان گفت هبه معوّضه دو عقد هبه بوده كه يكى بعنوان مشروط و ديگرى بنحو شرط اجراء مىشوند فلذا واهب اوّل وقتى مال را به موهوب له بخشيد و او نيز قبول كرد عقد هبه صورت گرفته اعمّ از آنكه عقد هبه دوّم واقع شده يا واقع نشود در حاليكه بيع اينطور نيست يعنى بايع بمجرّد اينكه مبيع را با صيغه ايجاب به مشترى نقل داد مالك ثمن مىگردد بطورى كه مشترى شرعا و عرفا ملتزم است آنرا به بايع ردّ كند و اگر به اعطاء آن اقدام ننمايد او را مجبور مىكنند و اينطور نيست كه همچون هبه معوّضه اگر موهوب له به شرط عمل نكند واهب رجوع كرده و مال هبه شده را از وى بستاند.
قوله: انتقاض طرده: ضمير مجرورى در « طرده » به تعريف مذكور راجع است و مراد از « طرد » مانع از اغيار بودن مىباشد.
قوله: لا يتعدّى بنفسه الى المال: يعنى مىگويند: صالحت زيدا على مال.
قوله: لا انّه نفسه: ضمير در « انّه » به صلح و در « نفسه » به تمليك راجع است.
قوله: و الّذى يدلّك على هذا: مشار اليه « هذا » عدم كون الصّلح تمليكا مىباشد.
قوله: قد يتعلّق بالمال عينا او منفعة: مثال ايندو قبلا نقل شد.
قوله: و قد يتعلّق بالانتفاع: مثلا زيد با عمرو مصالحه مىكنند كه در مقابل اينكه عمرو از ادّعايش رفع يد مىنمايد براى مدّت يكماه از خانه زيد استفاده كرده و انتفاع ببرد.