تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧ - تضعيف كلام مرحوم كاشف الغطاء
اخراج مىنمايند همانطوريكه از ملك مسلّم و قطعى خود آنها را اخراج مىكنند، صرفنظر كردن از اقامه دليل بر مفيد ملك بودن معاطات و استدلال بر آن به لازم آمدن فقه جديد از قول باباحه بوده و رجوع به سيره جهت اثبات آن مىباشد و بدينترتيب غير از سيره دليل عليحدّهاى ايشان اقامه نفرمودهاند.
از اين گذشته تعلّق استطاعت كه موجب لزوم حج و تحقّق غناء گشته و نيز حصول غناء بواسطه داشتن اموال معاطاتى كه از استحقاق اخذ زكات مانع مىشوند موقوف بر تحقّق ملك نمىباشند زيرا بسا افرادى مستطيع بوده و اين وصف براى آنها حاصل گشته و در عين حال مالك مالى كه در اختيارشان گذارده شده و بواسطه آن مستطيع گشتهاند نمىباشند چنانچه بسيارى از افراد را سراغ داريم كه وصف غناء بر ايشان ثابت بوده و بدينترتيب از اخذ زكات ممنوع بوده و استحقاق دريافت آنرا ندارند ولى در عين حال مالك مالى نمىباشند پس تعلّق استطاعت و حصول غناء از راه در اختيار داشتن اموال معاطاتى دليل بر اين نيست كه اين اموال ملك دارنده بوده و در نتيجه بتوان اثبات كرد كه معاطات مفيد ملك است نه اباحه و بدينترتيب رأى مشهور مردود و ضعيف تلقّى گردد.
متن:
و امّا كون التّصرّف مملّكا للجانب الآخر فقد ظهر جوابه.
ترجمه:
جواب از اشكال ديگر مرحوم كاشف الغطاء
ديگر از اشكالات مرحوم كاشف الغطاء به رأى مشهور اين بود كه لازمه فرموده مشهور اينستكه تصرّف احد المتعاطيين در ماليكه بمعاطات اخذ نموده موجب آن مىشود كه طرف مقابلش مالك مال مأخوذ گردد در حاليكه اين تصرّف از اسباب مملّك نبوده و اساسا سبب مملّكبودنش معهود و معروف نمىباشد.
جواب اين اشكال قبلا داده شد و گفتيم وقتى مقتضاى جمع بين ادلّه چنين بود اشكالى ندارد كه به آن ملتزم شويم.