تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦ - تحقيق در اطراف تعريف بيع
بيع عبارتست از ايجاب و قبولى كه بر انتقال دلالت كنند.
و چون بيع از مقوله معنا بوده نه لفظ صرف و مجرّد يا لفظ بشرط معنا و الّا انشائش با لفظ غير معقول مىبود از اينرو مرحوم محقّق ثانى در كتاب جامع المقاصد از اين تعريف عدول نموده و فرموده است:
بيع عبارتست از نقل عين بواسطه صيغه مخصوص.
بر اين تعريف دو ايراد و اشكال وارد است:
الف: نقل مرادف بيع نبوده و تعريفش بآن صحيح نيست فلذا مرحوم علّامه در كتاب تذكره تصريح فرموده باينكه ايجاب بيع با لفظ « نقلت » واقع نمىشود و آنرا از الفاظ كنائى قرار داده و همچنين تصريح فرموده باينكه معاطاة بيع است با اينكه از صيغه لفظى خالى مىباشد.
ب: اگر حقيقت بيع را نقل عين با صيغه بدانيم معقول نيست كه اينمعنا را بتوان با صيغه انشاء و ايجاد كرد چون لازمهاش اينستكه شيئ را با خودش انشاء كنيم.
دفع اشكال دوّم
ممكنست در مقام دفع اين اشكال گفته شود:
مقصود مرحوم محقّق ثانى از « بيع » نفس نقل بوده كه آن مدلول صيغه مىباشد و اينكه وى نقل را مدلول صيغه قرار داد جهتش آنستكه از بين افراد نقل خواست اين فروش را معيّن و مشخّص كند نه آنكه صيغه در مفهوم بيع اخذ و اعتبار شده تا در نتيجه بگوئيم مدلول « بعت » عبارتست از نقلت بالصّيغه، بنابراين ايراد دوّم متوجّه نمىباشد.
تضعيف دفع
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين دفع صحيح نبوده و با آن ايراد و اشكال دفع نمىشود زيرا اگر مقصود از « صيغه » خصوص « بعت » است يعنى مرحوم محقّق ثانى مرادش اينستكه: