تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩ - مقاله مرحوم محقق ثانى در كتاب جامع المقاصد
علماء نيز باين مقاله اذعان دارند با اين فرق كه دستهاى ملكيّت را لازم و مستقرّ مىدانند همچون مرحوم مفيد و گروهى آنرا متزلزل و جائز دانستهاند مانند مشهور.
و اگر در كلام جماعتى از متأخّرين اين عبارت ديده مىشود كه فرمودهاند:
معاطات مفيد اباحه است و بعد از تلف شدن يكى از عوضين لازم مىگردد.
قطعا مقصودشان از اباحه ملكيّت جائز و متزلزل مىباشد و شاهد ما بر اين گفتار دو چيز است:
١- محال است مقصود ايشان اين باشد كه معاطات تنها افاده اباحه نموده بدون ملكيّت.
و وجه محال بودن اينستكه بالقطع و اليقين مقصود و منظور متعاطيين از انجام معاطات حصول ملك مىباشد با توجّه باين نكته مىگوئيم:
امر از دو حال خارج نيست:
يا اين غرض و قصد بعد از انجام معاطات حاصل مىشود يعنى ملكيّت تحقّق مىيابد و بدنبال آن اباحه نيز ثابت مىگردد كه در اينصورت گفتار ما ثابت مىشود.
و يا اين غرض در خارج تحقّق نمىيابد بلكه خلاف مقصود متعاطيين حاصل مىشود يعنى تنها اباحه بدون ملك پيدا مىگردد، بايد بگوئيم وقتى قصد متعاطيين در خارج تحقّق نيافت پس معاطات از نظر ايشان وجود و عدمش يكسان مىگردد يعنى اثر مقصود بر آن مترتّب نمىشود لا جرم فاسد و باطل است و وقتى باطل بود هيچ اثر بدنبالش نبوده از جمله اباحه تصرّف پس بچه دليل بتوان گفت معاطات مفيد اباحه مجرّد از ملك مىباشد.
٢- اساسا اباحه محض و خالى از هرچيز ديگر مقتضى ملك نيست و وقتى چنين بود ديگر صحيح نيست بگوئيم بعد از تلف احد المالين آن ديگرى مملوك واقع مىشود پس چطور بپذيريم مشهور بين ايندو عبارت جمع كرده ابتداء فرمودهاند:
معاطات افاده اباحه مجرّد از ملك مىكند.
و پس از آن افزودهاند:
بعد از تلف احد العوضين ملكيّت حاصل مىشود.
پس ثابت شد قطعا مراد حضرات از اباحه ملكيّت جايزه مىباشد.