تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧ - مقاله مرحوم ابن زهره در كتاب غنيه
كه برايش شده نهى فرمودهاند.
و مقصود از اين معاملات اينستكه:
لمس بشيئ يا نبذ و انداختن آن و پراندن ريگ را صيغه ايجاب بيع قرار دهند.
پايان كلام ابن زهره در غنيه
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
دلالت اينكلام بر اينكه فرض سخن در جائى است كه قصد متعاطيين تمليك است نه اباحه از چند راه قابل استدلال و تمسّك مىباشد:
از جمله: سه دليل مذكور ظاهر در اين معنا مىباشند.
و نيز: احترازش از معاطات و معاملهاى كه با استدعاء مشترى صورت گرفته بيك نحو و يك طرز.
شرح مطلوب
قوله: عن المعاملة الفاقدة له: ضمير در « له » به ايجاب و قبول راجع است.
قوله: بان يقول بعنيه الخ: ضمير در « يقول » به مشترى راجع است.
قوله: فيقول بعتك الخ: ضمير در « يقول » به بايع عود مىكند.
قوله: فانّه لا ينعقد بذلك: ضمير در « فانّه » به بيع برگشته و مشار اليه « ذلك » استدعاء مشترى و ايجاد بايع مىباشد.
قوله: بل لا بدّ ان يقول المشترى بعد ذلك: يعنى بعد از ايجاب بايع.
قوله: عن القول بانعقاده بالمعاطاة: ضمير در « انعقاده » به بيع عود مىكند.
قوله: فانّ ذلك ليس ببيع الخ: مشار اليه « ذلك » معاطات مىباشد.
قوله: و ايضا فما اعتبرناه: آنچه را كه ايشان معتبر دانستند عبارتست از ايجاب و قبول لفظى.
قوله: عن بيع المنابذة: بيع منابذه آنستكه بايع مبيع را بطرف مشترى پرتاب كند و نفس اينفعل را ايجاب قرار دهد و مشترى آنرا دريابد و اين دريافتن را قبول تلقّى كند.