تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤ - انتقادات مرحوم كاشف الغطاء به مقاله مشهور
يكى از آنها را بايد بعنوان زكات بدهد حال اگر يكى را كه به بيع معاطاتى بدستش آمده اخراج نمايد زكات مال را داده است.
قوله: و الاستطاعة: مقصود اينستكه اگر كسى با درآمدهائى كه از طريق معاطات تحصيل كرده غنى شود و بتواند بسفر حج رود او را مستطيع ميخوانند.
قوله: و الدّيون: يعنى اگر كسى دين و بدهى داشت و آنرا از ماليكه بواسطه تعاطى بدست آورده بپردازد دينش اداء مىشود.
قوله: و النّفقات: يعنى اگر كسى نفقات واجب همچون نفقه همسر و اولاد را از ماليكه بواسطه معاطات بدست آورده بدهد كار خلافى مرتكب نشده و عملش صحيح است.
قوله: و حقّ المقاصة:: مقصود اينستكه اگر شخصى مالى را به بيع معاطات اخذ كرده باشد و ديگرى آنرا غصب نمود وى مىتواند از باب تقاص بمقدار مغصوب از مال غاصب تقاص كند و اين شاهد بارزى است بر اينكه مغصوب منه مال غصب شده را قبلا به بيع معاطات مالك شده بوده و الّا حق تقاص نمىداشت چون طبق رأى قائلين باباحه قبلا بواسطه بيع مالك نشده بود تا اينك بتواند تقاص نمايد.
قوله: و الشّفعة: يعنى اگر احد الشّريكين سهم خود را به بيع معاطات بشخصى فروخت شريك مىتواند اخذ بشفعه نموده و از مشترى آن سهم را بگيرد و اين امر خود گواه است بر اينكه مشترى بواسطه بيع معاطات مالك مال خريده شده گرديده چه آنكه اگر معاطات مفيد اباحه باشد شفيع نبايد بتواند شفعه كند زيرا هنوز سهم شريكش از ملك او خارج نشده تا اين حق براى وى ثابت باشد.
قوله: و المواريث: منظور اينستكه شخصى كه اموالى را از طريق معاطات تحصيل كرده اگر فوت شود اين اموال به ارث به ورثه او ميرسد در حاليكه اگر معاطات افاده اباحه مىنمود نه ملك ارث نبايد ثابت باشد.
قوله: و الرّبا: مراد اينستكه شخص جنس ربوى را با همجنس آن با تفاضل به بيع معاطاتى معاوضه كند كه در اينجا ربا ثابت و حكم آن جارى مىشود.
قوله: و الوصايا: غرض اينستكه شخص اموالى را كه از راه معاطات بدست آورده متعلّق وصيّت قرار دهد، اين وصيّت صحيح و ممضى است در حاليكه اگر معاطات