تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣ - انتقادات مرحوم كاشف الغطاء به مقاله مشهور
قوله: او تصدّق بمالك عنّى: در برخى از نسخ بجاى آن: تصدّق بمالى عنك ضبط شده است.
قوله: و منها انّ الاخماس و الزكوات الخ: حاصل اين اشكال آنستكه:
در خارج مىبينيم كه اهل شرع خمس و زكات اموالشان را از آنچه به بيع معاطاتى بآنها منتقل شده پرداخته و خود را با در اختيار داشتن اين گونه از اموال مستطيع ديده و ديون و نفقات واجب خود را از اين اموال مىپردازند و حقّ المقاصه و شفعه را با آنها اعمال مىنمايند و نيز كسيكه ثروتى را از راه معاطات تحصيل كرده اگر فوت شود آنها را ما ترك او قرار داده و به وارثش بعنوان ميراث مىدهند و همچنين امتعه و اجناسى كه ربوى بوده و اگر در بيع با زياده و نقصان معامله شوند موجب حصول رباء هستند همچون اشياء مكيل و موزون يا در هم و دينار اگر از راه معاطات بدستشان بيايد و بخواهند آنها را بيع و شراء نمايند در صورتيكه معاملهاشان ربوى باشد حكم به ثبوت رباء مىكنند و همچنين بوضوح مىبينيم وقتى وصيّت مىكنند اين گونه از اموال را در عرض ثروتهائيكه از راه بيوع عقدى تحصيل كردهاند ديده و متعلّق وصيّت قرارشان مىدهند و در تمام اين موارد كوچكترين فرقى بين اينكه عوض اين اموال باقى بوده يا تلف گرديده، طرف مقابل در آنها تصرّف نموده يا تصرّف نكرده باشد نمىگذارند حتّى در فرضى كه تصرّف او مشكوك باشد با اصالة العدم آنرا نفى نموده و معذلك در آنچه بآنها داده شده تصرّف مىكنند و خود مشهور نيز اين تصرّفات و اعمال اهل عرف را ممضى و صحيح مىدانند در حاليكه لازمه رأى ايشان آنستكه غير ملك در حكم ملك بوده و باهم فرقى نداشته باشند و بدون ترديد اين مقاله حكم مستحدث و جديدى است كه در فقه برايش نظيرى سراغ نداريم.
مؤلّف گويد:
توضيح اخراج خمس از مال معاطاتى آنستكه اگر كسى مثلا از مؤنه سالش پانصد تومان اضافه آمد و بايد صد تومان بعنوان خمس بدهد اين صد تومان را از مالى بپردازد كه بواسطه معاطات بدستش آمده باشد.
و اخراج زكات از اينمال آنستكه اگر كسى مثلا ١٢١ گوسفند داشت كه