تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠ - ذكر ادله لزوم
اينمسئله دارد زيرا در اين كتاب فرموده است:
اكثر علماء معتقدند معاطات لازم نيست.
نسبت نفى لزوم به اكثر دلالت مىكند بر اينكه در مقابل اكثر كسانى هستند كه بلزوم آن قائل مىباشند.
و در كتاب تحرير نيز عبارتى ايراد نموده كه بر وجود مخالف دلالت دارد، در اين كتاب فرموده:
اقوى از نظر ما اينستكه معاطات لازم نيست.
تعبير بكلمه « اقوى » بخوبى شاهد است بر اينكه در مقابل « اقوى » بعضى به لزوم قائل مىباشند.
شرح مطلوب
قوله: فى مطلق الملك: چه ملكى كه از ناحيه بيع حاصل شده و چه ملكى كه بغير بيع مستند است.
قوله: انّ الظّاهر فيما نحن فيه: مقصود از « ما نحن فيه» معاطات مىباشد.
قوله: بل ادّعاه صريحا: ضمير منصوبى در « ادّعاه » به اجماع راجعست.
قوله: بعض الاساطين: منظور مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء است.
قوله: فى شرحه على القواعد: مقصود كتاب كشف الغطاء است كه شرح بر قواعد مرحوم علّامه مىباشد.
قوله: و تعضده: ضمير مفعولى به عدم لزوم معاطات راجع است.
قوله: بل لم يوجد به قائل: ضمير مجرورى در « به » به عدم لزوم معاطات عود مىكند.
قوله: الى زمان بعض متأخّرى المتأخّرين: مقصود مرحوم محقّق اردبيلى است.
قوله: لا تدلّ على هذا القول: منظور از « هذا القول» قول بلزوم معاطات است.
قوله: كما من الخلاف: يعنى كما عن الشّيخ الطّوسى فى الخلاف.
قوله: الاعتراف به: ضمير در « به » به عدم دلالت كلام مفيد بر لزوم راجع است.
قوله: فانّ المحكىّ عنه: ضمير در « عنه » به مرحوم مفيد راجع است.