تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤ - رأى مشهور و مقاله مرحوم ابن ادريس در سرائر
امّا اينفرموده ابن ادريس (الاقوى انّ المعاطاة الخ) اشاره است به مخالفت مرحوم مفيد و عامّه كه معتقدند معاطاة ملكيّت لازمه مىآورد يعنى مرحوم ابن ادريس اين عبارت را باين قصد آوردهاند كه تعريض بمخالفت مفيد عليه الرّحمه داشته و در ضمن آنرا تضعيف و ردّ كنند نه آنكه مقصودشان اين باشد كه معاطات مفيد ملكيّت غير لازمه است.
سؤال ديگر
اگر چنين باشد كه شما ميفرمائيد، پس چطور اطلاق معاوضه نموده و فرموده:
بل لكلّ منهما فسخ المعاوضة الخ.
جواب
اطلاق معاوضه بملاحظه قصد متعاطيين مىباشد چه آنكه محلّ بحث در جائى است كه طرفين با اين قصد تعاطى نمودهاند، بنابراين از اطلاق لفظ معاوضه نمىتوان استظهار كرد كه مراد مرحوم ابن ادريس آنستكه معاطات باعتبار معاوضه بودنش مفيد ملك مىباشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و از اين جواب، سؤال ديگر نيز جوابش آشكار و ظاهر مىشود و آن اينستكه اگر سؤال شود:
لفظ فسخ دلالت بر انعقاد دارد و وقتى عقد منعقد شد ملكيّت بدنبالش مىباشد لذا از تعبير كلمه « فسخ » مىتوان استظهار كرد مراد مرحوم ابن ادريس ملك است.
در جواب اين سؤال همان جواب قبلى را تكرار كرده و مىگوئيم:
اطلاق فسخ بر ردّ باعتبار قصد متعاطيين مىباشد يعنى وقتى قصد ايشان از تعاطى حصول معاوضه بود حكم آن اينستكه تا وقتى عوضين باقى باشند متعاطيين معاوضهاى را كه قصد نموده بودند مىتوانند فسخ كنند يعنى هركدام حق دارند عوضى را كه باو داده شده بصاحبش ردّ نمايد و وقتى عوضين يا يكى از آندو تلف شد اين معاوضه مقصود لازم مىگردد باينمعنا كه ديگر تراد امكان ندارد لذا اطلاق كلمه