تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٥ - امر چهارم تصوير معاطات بانحاء متصوره و حكم آنها
كلّ منهما است.
قوله: اذ لو لم يملّكه الثّانى هنا: مشار اليه « هنا » بيع معاطاتى است.
قوله: لانّه انّما ملّكه بازاء تمليكه: ضمير در « لانّه » به اوّلى و ضمير مفعولى در « ملّكه » و ضمير مجرورى در « تمليكه » به ثانى راجع است.
قوله: تمليك الآخر له: ضمير در « له » به اوّلى راجع است.
قوله: فلا يقدح تخلّفه: يعنى تخلّفه عن تمليك الآخر.
متن:
ثالثها: أن يقصد الاوّل اباحة ماله بعوض فيقبل الآخر باخذه ايّاه فيكون الصّادر من الاوّل الاباحة بالعوض، و من الثّاني بقبوله لها التّمليك كما لو صرّح بقوله: ابحت لك كذا بدرهم.
ترجمه:
وجه سوّم
وجه سوّم اينستكه اوّلى قصدش اين باشد كه مالش را براى دوّمى مباح كند منتهى اين اباحه در مقابل عوض مىباشد و دوّمى بواسطه گرفتن اين اباحه را قبول مىكند.
پس آنچه از اوّلى صادر شده اباحه بعوض بوده و از دوّمى بواسطه قبولش تمليك حاصل مىشود و اين معامله فعلى بمثابه آنستكه اوّلى به دوّمى بگويد:
ابحت لك كذا بدرهم.
يعنى: فلان مال خود را در مقابل يك در هم بتو مباح نمودم.
و معناى اين عبارت آنستكه مال من براى تو مباح و در هم تو بملك من داخل بشود پس اباحه در مقابل و عوض تمليك قرار مىگيرد.
شرح مطلوب
قوله: باخذه ايّاه: ضمير مجرورى در « باخذه » به الآخر راجع بوده و مرجع « ايّاه » ماله مىباشد.
قوله: بقبوله ماله: ضمير مجرورى در « قبوله » به الآخر و در « لها » به اباحه