تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٨ - امر سوم تشخيص بايع از مشترى و مثمن از ثمن در معاملات فعلى
أو كونه بيعا بالنّسبة الى من يعطي اوّلا: لصدق الموجب عليه و شراء بالنّسبة الى الآخذ، لكونه قابلا عرفا.
أو كونه معاطاة مصالحة، لأنّها بمعنى التّسالم على شيء و لذا حملوا الرّواية الواردة في قول احد الشّريكين لصاحبه:
لك ما عندك، و لي ما عندى: على الصّلح.
أو كونه معاوضة مستقلّة لا يدخل تحت العناوين المتعارفة: وجوه.
لا يخلو ثانيها عن قوّة، لصدق تعريف البايع لغة و عرفا على الدّافع اوّلا، دون الآخر، و صدق المشترى على الآخذ أوّلا، دون الآخر فتدبّر.
ترجمه:
امر سوّم تشخيص بايع از مشترى و مثمن از ثمن در معاملات فعلى
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
در مواردى كه از نظر اهل عرف احد العوضين معمولا ثمن در معاملات قرار داده مىشود همچون دراهم و دنانير و فلوس مسكوك البتّه تعيين و تشخيص بايع از مشترى بسيار واضح و روشن است يعنى مىگوئيم:
كسيكه مثلا در هم يا دينار را اعطاء مىكند مشترى بوده و ديگرى كه در مقابل متاع همچون عباء را اعطاء مىنمايد بايع است.
البتّه اينكه گفتيم صاحب ثمن مشترى و معطى متاع بايع است و تشخيص آنها از هم روشن و واضح مىباشد در فرضى است كه صاحب ثمن تصريح بخلاف نكرده و صرفا قبض و اقباضى صورت گرفته باشد كه براى تشخيص بايع از مشترى همانطورى كه ذكر شد مىگوئيم صاحب ثمن مشترى است.
و در جائيكه هردو عوض غير از آنچه گفته شد بوده مثلا هردو متاع و جنس باشند براى تشخيص ثمن و مثمن و صاحبان آنها يعنى مشترى و بايع مىگوئيم:
ثمن آنست كه مقصود صاحبش اين باشد كه آنرا در عوض بودن قائممقام ثمن