تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٦ - قدر متيقن از مورد معاطات
١- حصول اعطاء از دو طرف.
٢- حصول اعطاء از يكطرف.
٣- مجرّد ايصال بدون اعطاء.
٤- صرف تقاول و صحبت بدون اعطاء و ايصال.
قوله: فى كلّ منهما بالاعطاء: ضمير در « منهما » به طرفين راجع است.
قوله: لانّ كلّا منهما ملك: ضمير در « منهما » به عوضين راجع است.
قوله: و لا ريب انّه لا يصدق معنى المعاطات: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: لكنّ هذا لا يقدح الخ: مشار اليه « هذا » عدم صدق معنى المعاطاة مىباشد.
قوله: فى جريان حكمها عليه: ضمير در « حكمها » به معاطات و در « عليه » به اعطاء يكطرفى راجع است.
قوله: تمليكا له بعوض: ضمير در « له » به احد العوضين راجع است.
قوله: او مبيحا له به: ضمير در « له » به احد العوضين و در « به » به عوض راجع است.
قوله: و اخذ الآخر له: ضمير در « له » به احد العوضين راجع است.
قوله: تملّكا له: ضمير در « له » به احد العوضين عود مىكند.
قوله: اباحة له بازائه: ضمير در « له » به احد العوضين راجع بوده و ضمير در « بازائه » به عوض برمىگردد.
قوله: فلو كان المعطى: كلمه « معطى » بصيغه اسم مفعول است.
قوله: ثمّ صحّة هذا: مشار اليه « هذا » معاطاتى است كه در آن اعطاء يكطرفه است.
قوله: بانّه بعد عدم حصول الملك بها: ضمير در « بانّه » بمعناى « شأن » بوده و در « بها » به معاطات برمىگردد.
قوله: قيام السّيرة عليها كقيامها الخ: ضمير در « عليها » به معاطاتى كه در آن اعطاء يكطرفه است راجع مىباشد.
قوله: فى المكان المعدّ له: ضمير در « له » به وضع الفلس راجع است.