تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤ - اشكالات وارده بر تعريف اخير بيع
١- صلحى كه متعلّقش معاوضه عين با مال باشد.
٢- هبه معوّضه.
توضيح
اگر زيد با عمرو بر سر خانهاى نزاع داشته و هريك مدّعى باشند خانه باو تعلّق دارد و سپس بنا شد با يكديگر صلح نموده باين نحو كه خانه را زيد برداشته و در عوض مالى را به عمرو بدهد پس متعلّق اين صلح معاوضه عين (خانه) با مال مىباشد و بدينترتيب تعريف مزبور بر آن صادق بوده لا جرم لازم مىآيد كه اين صلح بيع باشد در حاليكه چنين نيست.
و امّا هبه معوّضه:
مقصود از هبه معوّضه آنستكه واهب در صيغه هبه شرط كند موهوب له در مقابل مالى كه باو اعطاء شده وى نيز باو مالى را هبه نمايد مثلا زيد بعمرو مىگويد:
و هبت لك هذا البساط بشرط ان تهب لى عشرة آلاف درهم (اين فرش را بتو هبه مىكنم بشرطيكه تو نيز بمن ده هزار در هم هبه كنى).
پس مفاد و نتيجه اين هبه معاوضه عين يعنى فرش با مال يعنى ده هزار در هم مىباشد و بدينترتيب تعريف مذكور بر آن صادق مىباشد.
جواب از اشكال
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
تعريف مذكور مانع از اغيار بوده و هيچكدام از صلح و هبه را شامل نمىشود:
امّا صلح:
بيع حقيقت و ماهيّتش تمليك بعوض است در حاليكه صلح چنين نبوده زيرا حقيقت آن تسالم و سازش است منتهى سازش گاهى نتيجهاش تمليك عين بعوض بوده كه در اينصورت مفيد معناى بيع مىباشد و زمانى تمليك منفعت در مقابل مال را افاده مىكند كه در اينفرض نتيجهاش با اجاره منطبق مىگردد و در برخى اوقات نيز فائده عاريه يا هبه و يا عقود ديگر را مىرساند و بهرتقدير صلح در هيچيك از اين