تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠ - اشكال مرحوم مصنف به مرحوم شهيدين
فالبيع الّذي يراد منه ما حصل عقيب قول القائل: بعت عند العرف و الشّرع حقيقة في الصّحيح المفيد للاثر، و مجاز في غيره، إلّا أنّ الإفادة، و ثبوت الفائدة مختلف في نظر العرف و الشّرع.
و أمّا وجه تمسّك العلماء باطلاق أدلّة البيع و نحوها فلأنّ الخطابات لمّا وردت على طبق العرف حمل لفظ البيع و شبهه في الخطابات الشّرعيّة على ما هو الصّحيح المؤثّر عند العرف، أو على المصدر الّذي يراد من لفظ بعت فيستدلّ باطلاق الحكم بحلّه، أو بوجوب الوفاء على كونه مؤثّرا في نظر الشّارع ايضا.
فتأمّل، فإنّ للكلام محلا آخر.
ترجمه:
اشكال مرحوم مصنّف به مرحوم شهيدين
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه را كه مرحوم شهيدين فرمودند مورد اشكال و ايراد است و وجه اشكال آنستكه:
اگر بگوئيم الفاظ عقود براى خصوص صحيح وضع شدهاند لازمهاش آنستكه نتوانيم به اطلاق آيه شريفه احلّ اللّه البيع و همچنين اطلاقات ادلّه ساير عقود در مقام شكّ و اينكه فلان شيئ در آنها معتبر است يا اعتبار نشده تمسّك كنيم با اينكه سيره علماء اسلام بر اين جاريست كه در اينمقامات بآنها متمسّك مىشوند.
بلى، ممكنست بگوئيم:
بيع و شبيه آن از عقود ديگر وقتى از نظر عرف در حاصل از مصدر و نتيجه آنكه از قول قائل در وقت انشاء يعنى « بعت » استفاده مىشود استعمال مىگردد اين استعمال صرفا در صورتى حقيقى است كه لفظ « بيع » در بيع صحيح و مؤثّر استعمال شده اگرچه از نظر قائل اينطور باشد.
حال اگر بيع صحيح عرفى در نظر شارع نيز مؤثّر باشد بحكم شرع نيز بيع محسوب شده ولى در غير آن، صورتى از بيع بوده همچون بيع هازل از نظر عرف كه بيع حقيقى نمىباشد پس وقتى قائل مىگويد: بعت، معنائى كه در نظر عرف و شرع