تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣ - مقاله مرحوم مصنف و انتقاد ايشان به گفتار مرحوم تسترى
ترجمه:
مقاله مرحوم مصنّف و انتقاد ايشان به گفتار مرحوم تسترى
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
معانى مذكوره نيز خالى از مناقشه و ايراد نيستند:
امّا بيع بمعناى ايجابى كه بدنبالش قبول بيايد:
وجه اشكال و ايراد بآن اينستكه ظاهرا اينمعنا در مقابل معناى اوّل نبوده بلكه فردى است كه در صورت وجود قرينه بر اراده ايجاب مثمر و منتج لفظ بيع منصرف بآن است چه آنكه ايجاب مجرّد از قبول ثمره و نتيجهاى ندارد، بنابراين مخبر وقتى مىگويد: بعت
مرادش ايجاب مقيّد (يعنى ايجابى كه بدنبالش قبول و تملّك مشترى است) مىباشد، پس قيد از خارج استفاده مىشود نه اينكه لفظ « بيع » در ايجاب متعقّب بقبول استعمال شده باشد.
و همچنين است لفظ « نقل » و « ابدال » و « تمليك » و شبه اينها.
از اين گذشته احدى قائل نشده باينكه تعقّب قبول و بدنبال ايجاب آمدنش دخالتى در معناى اين الفاظ دارد.
بلى، تحقّق قبول و حصولش در خارج البتّه از نظر شارع مقدّس شرط انتقال مبيع به مشترى بوده نه بنظر ناقل زيرا تأثير هيچگاه از اثر منفكّ و جدا نمىباشد، بنابراين « بيع » و آنچه با آن از نظر معنا مساوى هستند از قبيل ايجاب و وجوب بوده نه از سنخ كسر و انكسار مىباشند چنانچه برخى اينطور پنداشتهاند.
و از اين شرح و توضيح روشن شد اخذ قيد مذكور (تعقب للقبول) در معناى بيع اصطلاحى ضعيف بوده چه رسد باينكه آنرا يكى از معانى بيع بدانيم.
و امّا بيع بمعناى اثر حاصل از ايجاب و قبول يعنى انتقال:
بايد بگوئيم نه در لغت و نه در عرف بيع باين معنا استعمال مىشود فقط در تعريف جماعتى به تبعيّت از مرحوم شيخ الطّائفه در كتاب مبسوط بيع بمعناى مزبور استعمال و اطلاق گرديده است.
البتّه برخى آنرا توجيه كرده و فرمودهاند: