تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥ - تضعيف كلام مرحوم كاشف الغطاء
كنيزى را به بيع يا هبه از ملك خود بديگرى نقل دادند و سپس بواسطه وطى يا بيع يا عتق در آن تصرّف نمودند چون اين تصرّفات بايد در ملك صورت بگيرد بناچار بايد بگوئيم قبل از وقوع اين تصرّفات اراده آنها باعث مىباشد كنيز بملكشان برگشته لا جرم اين تصرّفات در ملك واقع مىشوند نظير آنچه در معاطات مشهور فرمودهاند پس آنچه لازمه فرموده مشهور است امر جديد و حادثى نبوده كه در فقه نظير نداشته باشد.
شرح مطلوب
قوله: بين الاصل: يعنى اصالة اباحة التّصرّف.
قوله: و ادلّة توقّف بعض التّصرّفات الخ: مراد تصرّفاتى همچون بيع و عتق و وطى مىباشد.
قوله: فيكون كتصرّف ذى الخيار: ضمير در « يكون » به تصرّف متعاطيين راجع بوده و مقصود از « ذى الخيار» بايع و مشترى است كه بيع و شراء عقدى نموده و براى خود جعل خيار كردهاند و اينك در زمان خيار از حقّى كه داشته استفاده نموده در مالى كه از ملكشان منتقل شده تصرّف مىنمايند.
قوله: بالوطى و البيع الخ: كلمه « بالوطى » متعلّق است به « تصرّف » .
قوله: شبهها: ضمير مؤنّث به وطى و بيع و عتق عود مىكند.
متن:
و امّا ما ذكره من تعلّق الاخماس و الزكوات الى آخر ما ذكره فهو استبعاد محض و دفعه بمخالفة للسّيرة رجوع اليها، مع انّ تعلّق الاستطاعة الموجبة للحجّ و تحقّق الغنى المانع عن استحقاق الزكاة لا يتوقّفان على الملك.
ترجمه:
جواب از اشكال ديگر مرحوم كاشف الغطاء
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و امّا آنچه را كه مرحوم كاشف الغطاء ذكر نمود و فرمود: