تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦ - مقاله مرحوم ابن زهره در كتاب غنيه
ترجمه:
مقاله مرحوم ابن زهره در كتاب غنيه
مرحوم ابن زهره بعد از آنكه ايجاب و قبول را در زمره شروط صحّت انعقاد بيع همچون تراضى و معلوم بودن عوضين قرار داده و نيز پس از آنكه بيان نموده بهريك از شروط از معاملهاى كه فاقد آنها است احتراز حاصل مىشود عبارتى آوردهاند كه متن فرمايش ايشان چنين است:
حصول ايجاب و قبول را بخاطر اين شروط نموديم تا از قول كسانيكه بيع را بواسطه استدعاء نمودن مشترى با ايجاب بايع منعقد مىدانند احتراز نمائيم.
اينقائلين فرمودهاند:
اگر مشترى ابتداء ببايع بگويد: بعنيه بالف (بمن به هزار تومان بفروش).
و سپس بايع باو بگويد: بعتك بالف (بتو به هزار تومان فروختم).
اين بيع صحيح است.
ولى ما اين بيع را با استدعاء مشترى و ايجاب بايع بنحوى كه ذكر شد منعقد نمىدانيم بلكه مىگوئيم:
در انعقاد بيع لازمست پس از ايجاب بايع مشترى بگويد: اشتريت يا قبلت.
و نيز با شروط مزبور خواستيم از قول آنانكه بيع را با معاطات منعقد مىدانند احتراز كنيم.
اين قائلين مىفرمايند:
اگر مشترى به سبزىفروش مثلا پولى را داده و باو بگويد: بمن سبزى بده و سپس سبزىفروش در مقابل پولى كه گرفته باو مقدارى سبزى بدهد اين معامله بيع بوده و نتيجهاش اباحه تصرّف هركدام از متعاطيين مىباشد.
و همانطورى كه گفتيم ما اين معامله را منعقد ندانسته بلكه باطل مىدانيم.
و دليل ما بر آنچه گفتيم اجماعى است كه بآن اشاره كردهايم و نيز ايجاب و قبول لفظى را كه در بيع معتبر قرار دادهايم بر صحّت عقد بواسطه آن اجماع منعقد بوده در حاليكه بر صحّت غيرش هيچ دليلى نداريم و بخاطر آنچه ذكر نمودهايم پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بيع منابذه و ملامسه و بيع حصاة طبق تأويلى ديگر