تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧ - دفع كلام معروف بين متأخرين
ترجمه:
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
معروف بين متأخّرين آنستكه تمام كسانيكه مىگويند معاطات مفيد اباحه مجرّد از ملك است قائلند باينكه معاطات بيع حقيقى نيست چنانچه ظاهر برخى از عبارات قبل و معقد اجماعى را كه ابن زهره (ره) در غنيه ادّعاء فرموده چنين است.
و چقدر بين اينكلام و توجيهى كه مرحوم محقّق ثانى نموده و فرموده:
معاطات لازم نبوده و نتيجهاش ملكيّت متزلزل است فاصله مىباشد.
و بهرتقدير هردو كلام خلاف ظاهر است، هم مقاله معروف بين متأخّرين و هم توجيه مرحوم محقّق ثانى.
دفع كلام مرحوم محقّق ثانى
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
كلام مرحوم محقّق ثانى مدفوع است و دفع آن تصريح بعضى از علماء است باينكه شرط لزوم بيع منحصر در مسقطات خيار مىباشد، بنابراين هربيعى از نظر اينقائل با قطع نظر از جهت خيارات لازم است پس سقوط خيار يا انقضاء آن تنها ملزم بيع مىباشد در حاليكه بفرموده محقّق ثانى لازم مىآيد ملزم بيع منحصر در سقوط و يا انقضاء خيار نبوده بلكه تلف عينين يا احدهما نيز موجب لزوم بيع گردد.
و نيز جماعت بسيارى تصريح فرمودهاند باينكه ايجاب و قبول از شرائط صحّت انعقاد بيع بصيغه است يعنى ايجاب و قبول شرط لزوم بيع نيست در حاليكه بنا بفرموده محقّق ثانى (ره) ايجاب و قبول شرط لزوم بيع بوده فلذا اگر بيع بدون ايجاب و قبول واقع شود صحيح است ولى لازم نيست و زمانى لازم مىشود كه تراد عينين ممكن نباشد.
و حاصل كلام آنكه ايندو تصريح با توجيهى كه مرحوم محقّق ثانى نمود سازش ندارند و همين عدم سازش را مىتوان دافع گفتار ايشان قرار داد.
دفع كلام معروف بين متأخّرين
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند: