تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩ - ذكر ادله لزوم
جواب
اگرچه ما معاطات را مفيد ملك دانسته و تنها لزومش را منكر هستيم و عبارت مزبور ظاهرا هم نفى ملكيّت نموده و هم سلب لزوم از معاطات ولى اينمعنا مانع نمىشود از اينكه جهت نفى لزوم فقط بآن استناد بجوئيم چه آنكه هردليلى اگر بر بيش از مقدارى كه ما بآن معتقد باشيم دلالت داشت مجرّد زيادى دلالت و اينكه ما ببرخى از مدلول آن قائل نيستيم باعث آن نمىشود كه اصل دليل از حيّز اعتبار ساقط گردد.
و بهرصورت از مرحوم محقّق ثانى در جامع المقاصد نيز منقولست كه فرمودهاند:
باجماع فقهاء در عقود لازمه لفظ معتبر است.
معناى اين عبارت آنستكه معاطات چون لفظ ندارد پس لازم نيست لذا كلام ايشان نيز از جمله عباراتى است كه ظاهرش بر نفى لزوم معاطات دلالت مىكند.
استدراك
بلى فرموده مرحوم علّامه حلّى در تذكره دلالت دارد بر اينكه مسئله عدم لزوم معاطات امر اتّفاقى و اجماعى نبوده بلكه حضرات در آن اختلاف دارند چه آنكه ايشان در اين كتاب فرمودهاند:
اشهر نزد ما اينستكه در عقود لازمه صيغه لازم مىباشد.
وجه دلالت اينكلام بر اختلافى بودن اينمسئله آنستكه ايشان لزوم صيغه در عقود لازمه را به اشهر نزد علماء نسبت دادهاند پس معلوم مىشود در مقابل آن بعضى صيغه را معتبر ندانسته و بدينترتيب در معاطات با اينكه صيغهاى وجود ندارد بلزومش قائل هستند و البتّه بايد توجّه داشت اينقائلين اندك و شاذّ هم نبوده بلكه جماعت قابل توجّهى هستند زيرا اگر نفرات ايشان ناچيز و قابل ملاحظه نمىبود مرحوم علّامه بجاى « اشهر » به « مشهور » تعبير مىفرمود چه آنكه مقابل مشهور شاذّ و خلاف اشهر مشهور مىباشد.
و همچنين عبارت ايشان در كتاب مختلف الشّيعه دلالت بر وجود مخالف در