تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦ - رأى مشهور و مقاله مرحوم ابن ادريس در سرائر
شرح مطلوب
قوله: اللّزوم مطلقا: چه دالّ بر تراضى نفس فعل و اعطاء بوده و چه لفظ باشد.
قوله: كون الدّالّ على التّراضى او المعاملة لفظا: مقصود از لفظ غير الفاظ معتبره در عقد بيع مىباشد.
قوله: تأمّل: وجه تأمّل اينستكه معاطات آنستكه ايجاب و قبولش مطلقا لفظ نبوده بلكه صرف فعل باشد.
قوله: لم نجد قائلا به: ضمير در « به » به تمليك راجع است.
قوله: الّذى قال به: ضمير در « به » به تمليك عود مىكند.
قوله: و لم يقتصر على ذلك: مشار اليه « ذلك » به قائل شدن بتمليك راجع است.
قوله: حتّى نسبه الى الاصحاب: ضمير منصوبى در « نسبه » به قائل شدن بتمليك راجع است.
قوله: فان تلفت لزمت: ضمير در « تلفت » به عين و در « لزمت » به معاطات عود مىكند.
قوله: و لذا نسب ذلك اليه فى المسالك: كلمه « لذا » يعنى و بخاطر همين كه عبارت ابن ادريس ظاهر در تمليك مىباشد و مشار اليه « ذلك » قائل شدن به ملك بوده و ضمير مجرورى در « اليه » به مرحوم ابن ادريس راجع است.
قوله: لكن قوله بعد ذلك: ضمير در « قوله » به ابن ادريس راجع بوده و مشار اليه « ذلك » الاقوى انّ المعاطاة غير لازمة مىباشد.
قوله: اذ لا معنى لهذه العبارة الخ: مقصود از « هذه العبارة» و لا يحرم على كلّ منهما الانتفاع بما قبضه مىباشد.
قوله: و امّا قوله: يعنى و امّا قول ابن ادريس (ره).
قوله: و اطلاق المعاوضة عليها: ضمير در « عليها » به معاطاة راجع است.
قوله: و يؤيّد ما ذكرنا: مقصود از « ما ذكرنا» اينستكه مشهور قائل به اباحه هستند نه ملك.
قوله: توقّفها على الايجاب و القبول: ضمير در « توقّفها » به هبه راجع است.
قوله: الاقرب عدمه: يعنى عدم الاستغناء.