تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٩
٦٥ فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً
ترجمه:
٦٥- به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اين كه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند؛ و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند؛ و كاملًا تسليم باشند.
شأن نزول:
«زبير بن عوام» كه از مهاجران بود، با يكى از انصار (مسلمانان «مدينه») بر سر آبيارى نخلستانهاى خود كه در كنار هم قرار داشتند، اختلافى پيدا كرده بودند، هر دو براى حل اختلاف، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند، از آنجا كه باغستان «زبير» در قسمت بالاى نهر و باغستان انصارى در قسمت پائين نهر قرار داشت، پيامبر صلى الله عليه و آله به «زبير» دستور داد: اول او باغهايش را آبيارى كند و بعد مسلمان انصارى (و اين مطابق همان سنتى بود كه در باغهاى مجاور هم جريان داشت).
اما مرد انصارى به ظاهر مسلمان از داورى عادلانه پيامبر صلى الله عليه و آله ناراحت شده، گفت: آيا اين قضاوت به خاطر آن بود كه «زبير»، عمهزاده تو است؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله از اين سخن بسيار ناراحت شد، به حدّى كه رنگ رخسار او دگرگون گرديد، در اين موقع آيه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد. «١»