تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦
ازدواج دائم دارد، يعنى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت، منحصراً در اختيار اين مرد بايد باشد، و به هنگامى كه مدت پايان يافت بايد عده نگاه دارد، يعنى حد اقل چهل و پنج روز بايد از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص ديگرى خوددارى كند، تا اگر از مرد اول باردار شده وضع او روشن گردد، حتى اگر با وسائل جلوگيرى اقدام به جلوگيرى از انعقاد نطفه كرده، باز هم رعايت اين مدت واجب است.
و اگر از او صاحب فرزندى شد بايد همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمايت قرار گيرد و تمام احكام فرزند بر او جارى خواهد شد.
در حالى كه در فحشاء هيچ يك از اين شرائط و قيود وجود ندارد. آيا اين دو را با يكديگر هرگز مىتوان مقايسه نمود؟
البته ازدواج موقت، از نظر مسأله ارث (در ميان زن و شوهر) «١» و نفقه و پارهاى از احكام ديگر تفاوتهائى با ازدواج دائم دارد، ولى اين تفاوتها هرگز آن را در رديف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شكلى از ازدواج است با مقررات ازدواج.
ب- «ازدواج موقت» سبب مىشود بعضى از افراد هوسباز از اين قانون سوء استفاده كرده و هر نوع فحشاء را در پشت اين پرده انجام دهند، تا آنجا كه افراد محترم، هرگز تن به ازدواج موقت نمىدهند، و زنان با شخصيت از آن ابا دارند.
پاسخ:
سوء استفاده از كدام قانون در دنيا نشده است؟ آيا بايد جلو يك قانون فطرى و ضرورت اجتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت؟