تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩
دره طبيعت، و چاه تاريك غرائز سركش، و جهل و نادانى باقى خواهد ماند.
و براى نجات از اين دره و برآمدن از اين چاه نياز به رشته و ريسمان محكمى دارد كه به آن چنگ بزند و بيرون آيد، اين رشته محكم همان ارتباط با خدا از طريق قرآن و آورنده قرآن و جانشينان واقعى او مىباشد، كه مردم را از سطوح پائين و پست بالا برده و به آسمان تكامل معنوى و مادى مىرسانند.
***
٢- اعتراف مورخان و دانشمندان
اهميت موضوع فوق (وحدت و برادرى در ميان قبائل كينهتوز عرب) از نظر دانشمندان و مورخان، حتى دانشمندان و مورخان غير مسلمان مخفى نمانده و همگى با اعجاب فراوان از آن ياد كردهاند، به عنوان نمونه:
«جان ديون پورت» دانشمند معروف انگليسى مىنويسد: «... محمّد يك نفر عرب ساده، قبائل پراكنده كوچك، برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به يك جامعه فشرده و با انضباط نمود و در ميان ملل روى زمين آنها را با صفات و اخلاق تازهاى معرفى كرد، و در كمتر از سى سال، اين طرز و روش، امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد، و سلاطين ايران را از بين برد. سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياى خزر و تا رود سيحون بسط داد». «١»
«توماس كارل» مىگويد: «خداوند عرب را به وسيله اسلام از تاريكىها به سوى روشنائىها هدايت فرمود، از ملت خموش و راكدى كه نه صدائى از آن مىآمد و نه حركتى محسوس بود، ملتى به وجود آورد كه از گمنامى به سوى شهرت، از سستى به سوى بيدارى، از پستى به سوى فراز، و از عجز و ناتوانى به