تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩
و به عكس دشمن با روحيه نيرومندى مىتوانست اين بار جنگ را از سر گيرد و نتيجه نهائى آن را پيشبينى كند.
اين خبر به زودى به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و اگر شهامت فوق العاده و ابتكار بىنظير او- كه از وحى آسمانى مايه مىگرفت- نبود، شايد تاريخ اسلام در همانجا پايان مىيافت.
آيات فوق، درباره اين مرحله حساس نازل گرديده، و به تقويت روحيه مسلمانان پرداخت، و به دنبال آن يك فرمان عمومى از ناحيه پيامبر براى حركت به سوى مشركان داده شد، و حتى مجروحان جنگ (و در ميان آنها على عليه السلام را كه بيش از شصت زخم بر تن داشت) آماده پيكار با دشمن شده و از «مدينه» خارج شدند.
اين خبر به گوش سران قريش رسيد و از اين روحيه عجيب مسلمانان سخت به وحشت افتادند! آنها فكر مىكردند شايد جمعيت تازه نفسى از «مدينه» به مسلمانان پيوستهاند، و ممكن است برخورد جديد نتيجه نهائى جنگ را به زيان آنها تغيير دهد.
لذا فكر كردند براى حفظ پيروزى خود، بهتر اين است كه به «مكّه» بازگردند، همين كار انجام شد و به سرعت راه «مكّه» را پيش گرفتند.
گفتيم: اين آيات در حقيقت براى تقويت روحيه شكستخورده مسلمانان نازل گرديد، و نخست در آن اشاره به پيروزى چشمگير مسلمانان در ميدان بدر «١»
شده تا با يادآورى آن خاطره، به آينده خويش دلگرم شوند، لذا مىفرمايد:
«خداوند شما را در بدر پيروزى داد در حالى كه نسبت به دشمن ضعيف، و از نظر عدّه و تجهيزات قابل مقايسه با آنها نبوديد» «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ