تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
نيست، بنابراين راه شناسائى افراد، تنها اعمال آنها است. «١»
سپسپس پيامبران خدا را، از اين حكم استثناء كرده و مىفرمايد: «خداوند هر زمان بخواهد از ميان پيامبرانش، كسانى را انتخاب مىكند و گوشهاى از «علم غيب» بى پايان خود و اسرار درون مردم را كه شناخت آن براى تكميل رهبرى آنها لازم است در اختيار آنان قرار مىدهد» «وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ».
ولى در هر حال، قانون كلى و عمومى و جاودانى براى شناخت اشخاص، اعمال آنها است.
از اين جمله استفاده مىشود: پيامبران ذاتاً عالم به غيب نيستند و نيز استفاده مىشود: آنها بر اثر تعليم الهى قسمتى از اسرار غيب را مىدانند، بنابراين افرادى هستند كه از غيب آگاه مىشوند و همچنين مقدار آگاهى آنها بسته به مشيت خداوند است.
نا گفته پيدا است: منظور از مشيت، و خواست خدا در اين آيه، همانند آيات ديگر، همان «اراده آميخته با حكمت» است، يعنى: خدا هر كس را شايسته ببيند و حكمتش اقتضا كند، از اسرار غيب آگاه مىسازد.
در پايان آيه، خاطر نشان مىسازد، اكنون كه ميدان زندگى، ميدان آزمايش و جداسازى پاك از نا پاك و مؤمن از منافق است، پس شما براى اين كه از اين بوته