تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨
خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، فوراً با جمعى از مهاجرين به سراغ آنها آمد، و با اندرزهاى مؤثر و سخنان تكان دهنده خود آنها را بيدار ساخت.
جمعيت، چون سخنان آرام بخش پيامبر را شنيدند از تصميم خود برگشتند، سلاحها را بر زمين گذاشته، دست در گردن هم افكنده، بشدت گريه كردند، و دانستند اين از نقشههاى دشمنان اسلام بوده است، و صلح و صفا و آشتى بار ديگر كينههائى را كه مىخواست زنده شود، شستشو داد.
در اين هنگام چهار آيه فوق نازل شد كه دو آيه نخست، يهوديان اغوا كننده را نكوهش مىكند، و دو آيه بعد به مسلمانان هشدار مىدهد. «١»
تفسير:
نفاقافكنان
در نخستين آيه مورد بحث، روى سخن به اهل كتاب- كه منظور در اينجا يهود است- مىباشد، و خداوند به پيغمبرش فرمان مىدهد با زبان ملامت و سرزنش از آنها بپرسد: انگيزه آنها در كفر ورزيدن به آيات خدا چيست؟ در حالى كه مىدانند خداوند از اعمال آنان آگاه است.
مىفرمايد: «بگو: اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كفر مىورزيد با آن كه خدا گواه بر اعمال شماست»؟! «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ شَهيدٌ عَلى ما تَعْمَلُونَ».
منظور از «آيات خدا» در اينجا يا آياتى است كه در «تورات» درباره نشانههاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وارد شده، و يا مجموعه آيات و معجزاتى است كه بر