تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢
اشكالتراشى در مسائل مختلف علمى است، دلالت آيه را بر اين كه «اولوا الامر» بايد افراد معصومى باشند پذيرفته است، منتها از آنجا كه با مكتب اهل بيت عليهم السلام و امامان و رهبران اين مكتب آشنائى نداشته، اين احتمال را كه اولوا الامر اشخاص معينى از امت بوده باشند ناديده گرفته است، و ناچار شده كه اولوا الامر را به معنى مجموع امت (يا نمايندگان عموم طبقات مسلمانان) تفسير كند.
در حالى كه اين احتمال قابل قبول نيست؛ زيرا همان طور كه گفتيم: اولوا الامر بايد رهبر جامعه اسلامى باشد و حكومت اسلامى و حل و فصل مشكلات مسلمين به وسيله او انجام شود و مىدانيم: حكومت دسته جمعى عموم و حتى نمايندگان آنها به صورت اتفاق آراء عملًا امكانپذير نيست؛ چرا كه در مسائل مختلف اجتماعى و سياسى و فرهنگى و اخلاقى و اقتصادى كه مسلمانان با آن رو به رو هستند، به دست آوردن اتفاق آراء همه امت يا نمايندگان آنها غالباً ممكن نيست، و پيروى از اكثريت نيز، پيروى از اولوا الامر محسوب نمىشود.
بنابراين، لازمه سخن «فخر رازى» و كسانى كه از دانشمندان معاصر عقيده او را تعقيب كردهاند، اين مىشود كه: عملًا اطاعت از اولوا الامر تعطيل گردد، و يا به صورت يك موضوع بسيار نادر و استثنائى در آيد.
از مجموع بيانات فوق نتيجه مىگيريم: آيه شريفه تنها رهبرى پيشوايان معصوم- كه جمعى از امت را تشكيل مىدهند- اثبات مىكند (دقت كنيد).
***
٢- پاسخ به چند سؤال
در اينجا ايرادهائى به تفسير فوق شده كه از نظر رعايت بى طرفى در بحث بايد مطرح گردد: