تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٠
كفر مىورزند، نيز به همان سرنوشت گرفتار خواهند شد.
***
نكته:
حسدها، در جنايات
«حسد» كه در فارسى از آن تعبير به «رشك» مىكنيم، به معنى آرزوى زوال نعمت از ديگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد.
بنابراين، كار حسود در ويران كردن و آرزوى ويران شدن متمركز مىشود، نه اين كه آن سرمايه و نعمت حتماً به او منتقل گردد.
حسد سرچشمه بسيارى از نابسامانىهاى اجتماعى است، از جمله اين كه:
١- حسود تمام يا بيشتر نيروها و انرژىهاى بدنى و فكرى خود را كه بايد در راه پيشبرد اهداف اجتماعى به كار برد، در مسير نابودى و ويران كردن آنچه هست صرف مىكند، و ازين رو، هم سرمايههاى وجودى خود را از بين برده و هم سرمايههاى اجتماعى را.
٢- حسد انگيزه قسمتى از جنايات دنيا است و اگر عوامل و علل اصلى قتلها، دزديها، تجاوزها و مانند آن را بررسى كنيم، خواهيم ديد قسمت قابل توجهى از آنها از عامل حسد مايه مىگيرد، و شايد به خاطر همين است كه آن را به شرارهاى از آتش تشبيه كردهاند، كه مىتواند موجوديت حسود و يا جامعهاى را كه در آن زندگى مىكند، بسوزاند.
يكى از دانشمندان مىگويد: «حسد و بدخواهى از خطرناكترين صفات است و بايد آن را به منزله موحشترين دشمن سعادت تلقى كرد و در دفع آن كوشيد».
جوامعى كه افراد آن را اشخاص حسود و تنگ نظر تشكيل مىدهند،