تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤١
جوامعى عقب افتاده هستند؛ زيرا همان طور كه گفتيم، حسود هميشه مىكوشد تا ديگران را به عقب بكشد و اين درست بر خلاف روح تكامل و ترقى است.
٣- از همه اينها گذشته، حسد اثرات بسيار نامطلوبى روى جسم و سلامت انسان مىگذارد، و افراد حسود، معمولًا افرادى رنجور و از نظر اعصاب و دستگاههاى مختلف بدن، غالباً ناراحت و بيمارند؛ زيرا امروز اين حقيقت مسلّم شده كه بيمارىهاى جسمانى در بسيارى از موارد، عامل روانى دارند، و در طب امروز بحثهاى مشروحى تحت عنوان بيمارىهاى «روان تنى» ديده مىشود كه به اين قسمت از بيمارىها اختصاص دارد.
جالب اين كه: در روايات پيشوايان اسلام روى اين موضوع تكيه شده است: در روايتى از على عليه السلام مىخوانيم: صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ: «تندرستى از كمى حسد است». «١»
و در جاى ديگر مىفرمايد: الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلامَةِ الأَجْسادِ: «عجيب است كه حسودان از سلامت جسم خود به كلى غافلند». «٢»
و حتى در پارهاى از احاديث مىخوانيم: حسد پيش از آن كه به محسود زيان برساند، از حسود شروع مىكند، و تدريجاً او را به قتل مىرساند! «٣»
٤- از نظر معنوى، حسد نشانه كمبود شخصيت، نادانى، كوتاه فكرى و ضعف و نقص ايمان است؛ زيرا حسود در واقع خود را ناتوانتر از آن مىبيند كه به مقام محسود و بالاتر از آن برسد، و لذا سعى مىكند محسود را به عقب برگرداند.
به علاوه او عملًا به حكمت خداوند كه بخشنده اصلى اين نعمتها است