تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
بترسيد» (وَ خافُونِ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِيْنَ). يعنى ايمان با ترس از غير خدا سازگار نيست.
همان طور كه در جاى ديگر مىخوانيم: فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً: «كسى كه به پروردگار خود ايمان بياورد از هيچ نقصان و طغيانى ترس نخواهد داشت». «١»
بنابراين، اگر در قلبى ترس از غير خدا پيدا شود، نشانه عدم تكامل ايمان و نفوذ وسوسههاى شيطانى است؛ زيرا مىدانيم در عالم بيكران هستى تنها پناهگاه، خدا است و مؤثر بالذات فقط او است و ديگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.
اصولًا مؤمنان اگر ولىّ خود را كه خدا است با ولى مشركان و منافقان كه شيطان است مقايسه كنند، مىدانند كه آنها در برابر خداوند هيچگونه قدرتى ندارند.
و به همين دليل، نبايد از آنها، كمترين وحشتى داشته باشند، نتيجه اين سخن آن است كه: هر كجا ايمان نفوذ كرد شهامت و شجاعت نيز به همراه آن نفوذ خواهد كرد.
***
نكته:
تأثير سريع تربيت الهى
مقايسه روحيه مسلمانان در ميدان جنگ «بدر» با روحيه آنها در حادثه «حمراء الاسد» كه شرح آن گذشت، اعجاب انسان را برمىانگيزد كه چگونه يك جمعيت شكست خورده فاقد روحيه عالى و نفرات كافى با آن همه مجروح