تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
در آخرين آيه مورد بحث، به صورت تعجب از مؤمنان سؤال مىكند:
«چگونه ممكن است شما كافر شويد با اين كه (در دامان وحى قرار گرفتهايد و) آيات خدا بر شما خوانده مىشود و پيامبر او در ميان شماست»؟! «وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ».
اين جمله در حقيقت اشاره به اين است كه: اگر ديگران گمراه شوند، زياد جاى تعجب نيست، تعجب در اين است كه: افرادى كه پيامبر را در ميان خود مىبينند، و دائماً با عالم وحى در تماس هستند، چگونه ممكن است گمراه گردند؟ و مسلماً اگر چنين اشخاصى گمراه شوند، مقصر اصلى خود آنها هستند و مجازاتشان بسيار دردناك خواهد بود.
در پايان آيه به مسلمانان توصيه مىكند: براى نجات خود از وسوسههاى دشمنان، و براى هدايت يافتن به صراط مستقيم، دست به دامن لطف پروردگار بزنند، و به ذات پاك او و آيات قرآن مجيد متمسك شوند، قرآن مىفرمايد: «و هر كس به خدا تمسك جويد به راه مستقيم هدايت شده است» «وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ».
از نكتههائى كه در اين آيات جلب توجه مىكند اين است كه در دو آيه اول كه روى سخن با يهود است به صورت خطاب با واسطه است؛ زيرا به پيامبر دستور مىدهد كه اين مطالب را به آنها بگويد، لذا با كلمه «قل» (بگو) شروع شده است.
اما در دو آيه اخير كه روى سخن به مؤمنان است، خطاب بدون واسطه صورت گرفته، و بدون كلمه «قل» شروع شده است، و اين نشانه نهايت لطف و توجه خاص خداوند به بندگان با ايمان است.
***