تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٦
استفاده كردند و اطاعت ننمودند، تقصير متوجه خود آنها است.
بنابراين، آيه فوق عقيده جبريّون- كه مىگويند: بعضى از مردم از آغاز، موظف به اطاعت، و بعضى محكوم به عصيان و مخالفت هستند- را نفى مىكند.
ضمناً از تعبير «بِاذْنِ اللَّهِ» استفاده مىشود: پيامبران الهى هر چه دارند از ناحيه خدا است و به عبارت ديگر، وجوب اطاعت آنها بالذات نيست، بلكه آن هم به فرمان پروردگار و از ناحيه اوست.
پس از آن، در دنباله آيه، راه بازگشت را به روى گناهكاران و آنها كه به طاغوت مراجعه كردند، و يا به نحوى از انحاء مرتكب گناهى شدند، گشوده، مىفرمايد: «اگر آنها هنگامى كه به خويش ستم كردند، به سوى تو مىآمدند و از خدا طلب آمرزش مىنمودند، و پيامبر هم براى آنها طلب آمرزش مىنمود، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند» «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً».
قابل توجه اين كه: قرآن به جاى اين كه بگويد: نافرمانى خدا كردند و مراجعه به داوران جور نمودند، مىگويد: اذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ: «هنگامى كه به خويش ستم كردند»!
اشاره به اين كه: فايده اطاعت فرمان خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله متوجه خود شما مىشود، و مخالفت با آن در واقع يك نوع ستم به خويشتن است؛ زيرا زندگى مادى شما را بر هم مىريزد و از نظر معنوى مايه عقبگردى شما است.
در ضمن از اين آيه، پاسخ كسانى كه توسل جستن به پيامبر و يا امام را يك نوع شرك مىپندارند روشن مىشود؛ چرا كه اين آيه صريحاً مىگويد: آمدن به سراغ پيامبر صلى الله عليه و آله و او را بر درگاه خدا شفيع قرار دادن، و وساطت و استغفار او براى گنهكاران، مؤثر، و موجب پذيرش توبه، و رحمت الهى است.