تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
هنگامى كه با دشمنان رو به رو مىشوند، مردم جهان، نمىتوانند ميزان ثواب آنها را درك كنند.
هنگامى كه گام به ميدان براى نبرد بگذارند و نيزهها و تيرها رد و بدل شود، و جنگ تن بتن شروع گردد، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را مىگيرند و از خدا تقاضا مىكنند در ميدان، ثابت قدم باشند، در اين هنگام منادى صدا مىزند: الْجَنَّةُ تَحْتَ ظِلالِ السُّيُوفِ: «بهشت در سايه شمشيرها است».
در اين هنگام ضربات دشمن بر پيكر شهيد، سادهتر و گواراتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است.
هنگامى كه شهيد از مركب فرو مىغلطد، هنوز به زمين نرسيده، حوريان بهشتى به استقبال او مىشتابند و نعمتهاى بزرگ معنوى و مادى كه خدا براى او فراهم ساخته است، براى او شرح مىدهند.
و هنگامى كه شهيد به روى زمين قرار ميگيرد، زمين مىگويد: آفرين بر روح پاكيزهاى كه از بدن پاكيزه پرواز مىكند، بشارت باد بر تو، انَّ لَكَ ما لا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لا خَطَرَ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ:
«نعمتهائى در انتظار تو است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است».
و خداوند مىفرمايد: «من سرپرست بازماندگان اويم، هر كس آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده و هر كس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است ...».»