تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩
شونده دارد، و اين آمادگى، در پرتو پارهاى از اعمال نيك پيدا مىشود.
***
صاحبان عقل و خرد، پس از دريافت هدف آفرينش، به اين نكته نيز متوجه مىشوند كه اين راه پر فراز و نشيب را هرگز نمىتوانند بدون رهبران الهى بپيمايند.
به همين دليل، همواره مترصد شنيدن صداى مناديان ايمان و راستين هستند كه به محض شنيدن نخستين نداى آنها، به سرعت به سوى آنها بشتابند، و پس از كنجكاوى و بررسى لازم، دعوت آنها را پاسخ گويند، و با تمام وجود خود، ايمان آورند.
و در چنين حالى است كه به پيشگاه پروردگار خود، عرض مىكنند: «بار الها! ما صداى، منادى توحيد را شنيديم كه ما را به سوى ايمان دعوت مىكرد، كه به پروردگار خود ايمان آوريد و ما به دنبال آن ايمان آورديم» «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْا يمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا».
بار الها! اكنون كه چنين است و ما با تمام وجود خود، ايمان آوردهايم، اما از آنجا كه در معرض وزش طوفانهاى شديد غرائز گوناگون قرار داريم، گاهى لغزشهائى از ما سر مىزند و مرتكب گناهانى مىشويم، «خداوندا! ما را ببخش! گناهان ما را بيامرز! لغزشهاى ما را پوشيده دار و ما را با نيكان و در راه و رسم آنان، بميران!» «رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ».
آنها آن چنان به اجتماع انسانى پيوستهاند و از تكروى و فردپرستى، بيزارند كه از خدا مىخواهند نه تنها حيات و زندگى آنها با نيكان و پاكان باشد، كه مرگ آنها، اعم از مرگ طبيعى يا شهادت در راه خدا، در جمع نيكان و با راه و رسم آنها صورت گيرد، كه مردن در ميان جمع بدان، مرگى مضاعف است.