تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨
منظور، حمل مسئوليت آنها است.
ولى با توجه به مسأله تجسم اعمال آدمى در قيامت، هيچ لزومى ندارد آيه را چنين تفسير كنيم، بلكه همان طور كه ظاهر آيه فوق گواهى مىدهد، عين چيزهائى كه در آن خيانت شده، به عنوان سند جنايت بر دوش خيانت كنندگان و يا به همراه آنها خواهد بود.
«سپس به هر كس آنچه انجام داده و به دست آورده، داده مىشود و مورد ستم قرار نمىگيرد» «ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ».
يعنى مردم اعمال خود را عينا در آنجا خواهند يافت و به همين دليل، ظلم و ستمى درباره هيچ كس نمىشود؛ چرا كه به هر كس آن مىرسد كه خود، تحصيل كرده است، خوب باشد يا بد.
آيه فوق و احاديثى كه در نكوهش خيانت از پيامبر صلى الله عليه و آله صادر شده بود اثر عجيبى در تربيت مسلمانان گذاشت و آنچنان پرورش يافتند كه غالباً كمترين خيانت- مخصوصاً در غنائم جنگى و اموال عمومى- از آنها سر نمىزد و چنان بود كه غنائم گرانبها و در عين حال كم حجم را كه خيانت در آن، چندان مشكل نبود كاملًا دست نخورده به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و يا زمامدارانى كه بعد از آن حضرت روى كار آمدند، مىآوردند، به طورى كه مايه اعجاب هر بينندهاى بود، اينها همان عرب وحشى و غارتگر زمان جاهليت بودند كه در پرتو تعليمات اسلام به اين درجه از تربيت انسانى رسيده بودند.
گويا صحنه قيامت را در برابر چشم خود مىديدند در حالى كه مردم خيانتگر اموالى را كه در آن خيانت كردهاند در برابر چشم همگان بر دوش مىكشند و همين ايمان به آنها هشدار مىداد كه از فكر خيانت نيز، صرف نظر كنند.