تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
آن گاه به آخرين حكم درباره اولياء ايتام، اشاره كرده، مىفرمايد: «هنگامى كه مىخواهيد اموال آنها را به دست آنها بسپاريد گواه بگيريد» «فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ» تا جاى اتهام و نزاع و گفتگو باقى نماند.
و در پايان آيه توجه مىدهد: بدانيد كه حساب كننده واقعى خدا است و مهمتر از هر چيز اين است كه حساب شما نزد او روشن باشد، او است كه اگر خيانتى از شما سرزند و بر گواهان مخفى ماند به حساب آن رسيدگى خواهد كرد، مىفرمايد: «خداوند براى محاسبه كافى است» «وَ كَفى بِاللَّهِ حَسيباً».
***
نكتهها:
١- از تعبير به «حتّى» استفاده مىشود كه بايد آزمايش يتيمان، پيش از رسيدن به حد بلوغ و به صورت مكرر و مستمر انجام شود، تا هنگامى كه در آستانه بلوغ قرار گرفتند، وضع آنها كاملًا از نظر رشد عقلى براى اداره امور مالى خود روشن گردد.
ضمناً چنين استفاده مىشود: منظور از آزمايش، پرورش تدريجى يتيمان است، يعنى نگذاريد آنها به حد بلوغ برسند، و سپس اقدام به سپردن اموالشان به آنها بكنيد، بلكه آنها را قبل از بلوغ با برنامههاى عملى، براى زندگى مستقل آماده كنيد.
و اما اين كه: چگونه بايد يتيمان آزمايش شوند، راه آن اين است كه مقدارى مال در اختيار آنها گذارده شود، تا به خريد و فروش و تجارت بپردازند، اما اعمال آنها با نظارت «ولىّ» به طورى كه استقلال عمل را از آنها سلب نكند، انجام شود.
هنگامى كه معلوم شد از عهده اين كار برمىآيند و در معامله گول