تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
اين كه سست شديد؛ و (بر سر رها كردن سنگرها) در كار خود به نزاع پرداختيد؛ و بعد از آن كه آنچه را دوست مىداشتيد (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانى كرديد.
بعضى از شما، خواهان دنيا بودند؛ و بعضى خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت؛ (و پيروزى شما به شكست انجاميد) تا شما را آزمايش كند، و او شما را بخشيد؛ و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد.
١٥٣- (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه از كوه بالا مىرفتيد؛ و (جمعى در وسط بيابان پراكنده شدند؛ و از شدت وحشت) به عقبماندگان نگاه نمىكرديد؛ و پيامبر از پشت سر، شما را صدا مىزد. سپس اندوهها را يكى پس از ديگرى به شما جزا داد؛ اين به خاطر آن بود كه ديگر براى از دست رفتن (غنائم جنگى) غمگين نشويد، و نه به خاطر مصيبتهائى كه بر شما وارد مىگردد. و خداوند از آنچه انجام مىدهيد، آگاه است.
١٥٤- سپس به دنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، به صورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد) گروهى از شما را فرا گرفت؛ اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت). آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند؛ و مىگفتند: «آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مىشود»؟! بگو: «همه كارها (و پيروزىها) به دست خداست»! آنها در دل خود، چيزى را پنهان مىدارند كه براى تو آشكار نمىسازند؛ مىگويند: «اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اينجا كشته نمىشديم»! بگو: «اگر هم در خانههاى خود بوديد، آنهائى كه كشته شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوى آرامگاههاى خود بيرون مىآمدند (و آنها را به قتل مىرساندند)». و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينههايتان پنهان داريد، بيازمايد؛ و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سينههاست، با خبر است.