تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١
حرام مىدانستند، ولى هيچگونه دلالتى بر تحريم آنها در آئين ابراهيم و نوح عليهما السلام ندارد ممكن است اين قسمت از آنها باشد كه به عنوان مجازات بر يهود تحريم شده بود.
***
در آخرين آيه مورد بحث روى سخن را به پيامبر كرده، مىفرمايد: «بگو: خدا راست گفته (و اينها در آئين پاك ابراهيم، نبوده) بنابراين از آئين ابراهيم پيروى كنيد كه به حق گرايش داشت و از مشركان نبود» «قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ».
اكنون كه مىبينيد من در دعوت خود صادق و راستگويم، پس از آئين من كه همان آئين پاك و بى آلايش ابراهيم عليه السلام است پيروى نمائيد؛ زيرا او «حنيف» بود يعنى از اديان باطل متمايل بحق شده بود و در دستورات او حتى در مورد غذاهاى پاك يك حكم انحرافى و تحريم بى دليل وجود نداشت.
او هرگز از مشركان نبود و اين كه مشركان عرب خود را بر آئين او مىدانند كاملًا بى معنى است، «بتپرست» كجا؟ و «بتشكن» كجا؟
قابل توجه اين كه در قرآن كراراً روى اين جمله تكيه شده است كه ابراهيم از مشركان نبود. «١»
زيرا همان طور كه قبلًا هم اشاره كرديم بت پرستان جاهليت مدعى بودند بر آئين ابراهيم هستند و آن قدر در اين ادعا پيش رفته بودند كه ديگران، آنها را «حنفا» (پيروان ابراهيم) معرفى مىكردند، لذا قرآن مكرر اين موضوع را نفى مىكند.
***