تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨
شدهاند حسد مىورزند، و با آن گونه قضاوتهاى بى اساس مىخواهند آبى بر شعلههاى آتش حسد خويش بپاشند، مىفرمايد: «يا اين كه نسبت به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است، حسادت مىورزند» «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ».
سپس مىفرمايد: چرا از اعطاى چنين منصبى به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و خاندان بنى هاشم تعجب و وحشت مىكنيد و حسد مىورزيد، «در حالى كه ما به شما و دودمان آل ابراهيم، كتاب آسمانى، حكمت، دانش و حكومت پهناورى (همچون حكومت موسى و سليمان و داود عليهم السلام) داديم» «فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً».
اما متأسفانه شما مردم ناخلف آن سرمايههاى معنوى و مادى پر ارزش را بر اثر شرارت و قساوت از دست داديد.
از آنچه گفتيم روشن شد: منظور از «ناس» در «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ» پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و خاندان او عليهم السلام است؛ زيرا «ناس» به معنى جمعى از مردم است، و اطلاق آن بر يك نفر (تنها شخص پيامبر) ما دامى كه قرينهاى در كار نباشد جايز نيست. «١»
به علاوه كلمه «آل ابراهيم» (خاندان ابراهيم) قرينه ديگرى است كه منظور از «ناس»، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و خاندان او عليهم السلام است؛ زيرا از قرينه مقابله، چنين استفاده مىشود كه ما اگر به خاندان «بنى هاشم» چنين موقعيتى را داديم، تعجب ندارد؛ زيرا به خاندان ابراهيم عليه السلام نيز بر اثر شايستگى، آن همه موقعيت معنوى و مادى بخشيديم.
در روايات متعددى كه در منابع اهل تسنن و شيعه آمده است تصريح شده