تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
لذا در قسمت اول آيه، مىفرمايد: «و آنچه در روزى كه دو دسته (مؤمنان و كافران) با هم رو به رو شدند به شما رسيد، به فرمان خدا بود» «وَ ما أَصابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ».
آرى، آنچه در روز احد آن روز كه جمعيت مسلمانان با بتپرستان بهم درآويختند بر شما وارد شد به فرمان خدا بود و طبق خواست و اراده او صورت گرفت.
زيرا هر حادثهاى طبق قانون عمومى آفرينش علت و سبب مخصوصى دارد و اساساً عالم روى يك سلسله علل و اسباب پىريزى شده است و اين يك اصل ثابت و هميشگى است.
روى اين اصل، هر لشگرى كه در ميدان جنگ سستى كند و به مال و ثروت و غنيمت دل ببندد و دستور فرمانده دلسوز خود را فراموش نمايد محكوم به شكست خواهد بود.
بنابراين، منظور از اذْنِ اللَّهُ: «فرمان خدا» همان اراده و مشيت او است كه به صورت قانون عليت در عالم هستى منعكس شده است.
و در پايان آيه مىفرمايد: «و براى اين كه مؤمنان را مشخص كند» «وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنينَ».
آرى، يكى ديگر از آثار اين جنگ، اين بود كه صفوف مؤمنان و منافقان از هم مشخص شود و افراد با ايمان، از سست ايمان شناخته گردند.
***
آن گاه، در آيه بعد، به اثر ديگرى اشاره كرده، مىفرمايد: «و تا كسانى كه نفاق ورزيدند شناخته شوند» «وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ نافَقُوا».
به طور كلى در حادثه احد، سه گروه مشخص در ميان مسلمانان پيدا شدند: