تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
براى بازماندگان درجه اول، يعنى فرزندان و همچنين همسر او بگذارند، تا طرز تقسيم آن در ميان آنها در پرتو آيات بعد روشن گردد. «١»
تفسير:
گام ديگرى براى حفظ حقوق زن
اين آيه در حقيقت گام ديگرى براى مبارزه با عادات و رسوم غلطى است، كه در آن زنان و كودكان را از حق مسلّم خود محروم مىساخت، و بنابراين مكمل بحثهائى است كه در آيات سابق گذشت؛ زيرا اعراب با رسم غلط و ظالمانهاى كه داشتند زنان و فرزندان خردسال را از حق ارث محروم مىساختند.
آيه روى اين قانون غلط خط بطلان كشيده، مىفرمايد:: «براى مردان سهمى است از اموالى كه پدر و مادر و نزديكان به جاى مىگذارند و براى زنان هم سهمى از آنچه پدر و مادر و نزديكان بر جاى مىگذارند، خواه كم باشد يا زياد» «لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ».
بنابراين، هيچ كدام حق ندارند سهم ديگرى را غصب كنند.
سپس در پايان آيه، براى تأكيد مطلب مىفرمايد: «اين سهمى است تعيين شده و لازم الاداء» تا هيچ گونه ترديد در اين بحث باقى نماند «نَصيباً مَفْرُوضاً».
ضمناً همان طور كه مىبينيم، آيه فوق يك حكم عمومى براى همه موارد ذكر مىكند، بر اين اساس، آنهائى كه فكر مىكنند پيامبران اگر ثروتى داشته باشند،