تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨
شامل مىشود، ولى با توجه به آخرين آيه همين سوره «نساء» كه تفسير آن به زودى خواهد آمد روشن مىشود كه: منظور از اين آيه تنها برادران و خواهران مادرى متوفى هستند (آنها كه فقط از طرف مادر با او ارتباط دارند) در حالى كه آيه آخر سوره «نساء» درباره برادران و خواهران پدر و مادرى و يا پدرى تنها مىباشد (شواهد اين موضوع را به خواست خدا در ذيل همان آيه بيان خواهيم داشت).
بنابراين، گرچه هر دو آيه بحث از ارث «كلاله» (برادران و خواهران) مىكنند و ظاهراً با هم سازگار نيستند، اما با دقت در مضمون دو آيه، روشن مىشود هر كدام درباره يك دسته خاص از برادران و خواهران سخن مىگويد، و هيچ گونه تضادى در ميان آنها نيست.
ب- روشن است ارث بردن اين طبقه در صورتى است كه وارثى از طبقه اول يعنى پدر و مادر و فرزندان، در كار نباشد، گواه اين موضوع آيه: وَ أُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِى كِتابِ اللَّهِ: «خويشاوندان طبق كتاب خدا بعضى بر بعض ديگر در مقررات ارث ترجيح دارند» آنها كه به شخص ميت نزديكترند، مقدم هستند. «١»
و همچنين اخبار فراوانى كه در اين زمينه وارد شده گواه ديگرى بر تعيين طبقات ارث و ترجيح بعضى بر بعض ديگر مىباشد.
ج- از تعبير: هُمْ شُرَكاءُ فِى الثُّلْثِ: «برادران و خواهران مادرى اگر بيش از يك نفر باشند در ثلث مال شريكند» استفاده مىشود آنها يك ثلث را در ميان خود به طور مساوى تقسيم مىكنند و زن و مرد در اينجا هيچ گونه تفاوتى ندارند؛ زيرا مفهوم شركت مطلق، مساوى بودن سهام است.
د- از آيه به خوبى استفاده مىشود انسان حق ندارد از طريق وصيت يا