تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١
است. «١»
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه: چه ارتباطى ميان مسأله «قتل نفس» و «تصرف باطل و ناحق در اموال مردم» وجود دارد؟!
پاسخ اين سؤال روشن است، در حقيقت قرآن با ذكر اين دو حكم پشت سر هم، اشاره به يك نكته مهم اجتماعى كرده است و آن اين كه: اگر روابط مالى مردم بر اساس صحيح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پيش نرود، و در اموال يكديگر به ناحق تصرف كنند، جامعه گرفتار يك نوع خودكشى و انتحار خواهد شد.
علاوه بر اين كه انتحارهاى شخصى افزايش خواهد يافت، انتحار اجتماعى هم از آثار ضمنى آن است.
حوادث و انقلابهائى كه در جوامع مختلف دنياى معاصر روى داده، شاهد گوياى اين حقيقت مىباشد، و از آنجا كه خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار مىدهد و اعلام خطر مىكند كه: مراقب باشند مبادا مبادلات مالى نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودى و سقوط بكشاند.
***
در آيه بعد، به مجازات كسانى كه از قوانين الهى سرپيچى كنند، اشاره كرده كه: هر كس (از اين فرمان سرپيچى كند و) خود را آلوده خوردن اموال ديگران به ناحق سازد و يا دست به انتحار و خودكشى زند، نه تنها به آتش اين جهان مىسوزد كه در آتش قهر و غضب پروردگار نيز خواهد سوخت، مىفرمايد: «و